پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۶

هر کرا درد نیست درمان نیست

هر کرا کفر نیست ایمان نیست

بت پندار هر که او نشکست

نزد ما بندهٔ مسلمان نیست

هر که او جان فدای عشق نکرد

مرده می دان که در تنش جان نیست

در محیطی که ما در آن غرقیم

هیچ پایان مجو که پایان نیست

سر موئی نیابد از زلفش

هر که سرگشته و پریشان نیست

کُنج دل گنجخانهٔ عشق است

گنج اگر در ویست ویران نیست

در خرابات همچو سید ما

رند مستی میان رندان نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۸موحد در این ره به تقلید نیست
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۹بحریست بحر دل که کرانش پدید نیست
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۰آن وتر که غیر او احد نیست
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۱دل ندارد هر که او را درد نیست
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۲جان ندارد هر که جانانیش نیست
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۳یک قدم ازخویش بیرون نه که گامی بیش نیست
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۴هر که را عشق نیست آنش نیست
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۵عشق بازیست عشقبازی نیست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.