پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۸

موحد در این ره به تقلید نیست

مجرد که باشد که تجرید نیست

تو صاحب وجودی وجود ای عزیز

مقلد به اطلاق و تقبید نیست

چنان غرقه شد قطره در بحر ما

که از ما یکی قطره وا دید نیست

مجدد نماید تو را در ظهور

ولی در بطون نام تجدید نیست

مرا عید و نوروز باشد به عشق

چه غم دارم ار عقل را عشق نیست

نه قرب و نه بعد و نه وصل و نه فصل

نشانی ز تقریب و تبعید نیست

موحد هم او و موحد هم او

جز او سید ملک توحید نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۰آن وتر که غیر او احد نیست
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۱دل ندارد هر که او را درد نیست
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۲جان ندارد هر که جانانیش نیست
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۳یک قدم ازخویش بیرون نه که گامی بیش نیست
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۴هر که را عشق نیست آنش نیست
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۵عشق بازیست عشقبازی نیست
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۶عشق را با کفر و ایمان کار نیست
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۷او با تو ، تو را از او خبر نیست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.