پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۵

عشق بازیست عشقبازی نیست

عشقبازی به عشوه سازی نیست

عشق دارد حقیقتی دیگر

حالت عاشقان مجازی نیست

ساز ما ناله ایست دل سوزی

به از این ساز اگر نوازی نیست

کشتهٔ عشقم و در این دوران

چون من و او شهید و غازی نیست

حال مستی ما ز رندان پرس

محرم راز ما حجازی نیست

خرقه ای کان به می نمی شویند

در بر عاشقان نازی نیست

نعمت الله رند سرمست است

عشق بازی او به بازی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۷او با تو ، تو را از او خبر نیست
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۸خوشتر از ساغر می همدم نیست
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۹در حقیقت عشق را خود نام نیست
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۰در هر دلی که مهر جمال حبیب نیست
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۱می رود عمر عزیز ما دریغا چاره نیست
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۲موج دریائیم و هر دو غیر آبی هست نیست
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۳لطف آن سلطان ما را انتهائی هست نیست
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۴همچو این محجوب ما صاحب جمالی هست نیست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.