پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۸

خوشتر از ساغر می همدم نیست

بهتر از عشق بتان محرم نیست

نوش کن جام می ای عمر عزیز

که حیاتی به از این یکدم نیست

می خورم جام غم انجام به ذوق

شادمانم ز جهانم غم نیست

عشق می بازم و می می نوشم

دارم این هر دو و هیچم کم نیست

می مستی که مرا در جام است

در خم خسرو و جام جم نیست

جام جم در نظرم هست مدام

زان سبب دیده دمی بی نم نیست

رند سرمست خوشی چون سید

جستم و در همهٔ عالم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۰در هر دلی که مهر جمال حبیب نیست
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۱می رود عمر عزیز ما دریغا چاره نیست
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۲موج دریائیم و هر دو غیر آبی هست نیست
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۳لطف آن سلطان ما را انتهائی هست نیست
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۴همچو این محجوب ما صاحب جمالی هست نیست
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۵عشق را در مجلس عشاق ننگی هست نیست
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۶هر کجا جامی است بی می هست نیست
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۷اندر این دل غیر دلبر هست نیست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.