پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۶

هر کجا جامی است بی می هست نیست

هرچه مست آن هست بی وی هست نیست

یک جمال و صد هزاران آینه

در دو عالم غیر یک شی هست نیست

ناله نی بشنو ای جان عزیز

ناله ای چون نالهٔ نی هست نیست

کشتهٔ عشق است زنده جاودان

زنده ای مانند این حی هست نیست

رند سرمست ایمن است از هست و نیست

جام می را نوش تا کی هست نیست

این همه رفتند در راه خدا

در چنین ره نقش یک پی هست نیست

نیست همچون نعمت الله ساقئی

همدمی چون ساغر می هست نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۸هیچکس بی نعمت الله هست نیست
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۹زاهدان را ذوق رندان هست نیست
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۰روحها در روح اعظم فانی است
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۱صحبت جانان من مجلس روحانی است
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۲شادمانم زانکه غمخوارم وی است
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۳هرچه بینی جمله آیات وی است
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۴هرکجا گنجیست ماری در وی است
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۵در نظر عالم چو جامی پر می است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.