پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۳

هرچه بینی جمله آیات وی است

علم او آئینهٔ ذات وی است

ساقی ما می به ما بخشد مدام

ذره و خورشید جامات وی است

نور چشم ما نماید او به او

عین او باشد که مرآت وی است

چیست عالم سایه بان پادشاه

جزو و کل مجموع رایات وی است

عشق او رخ می نهد فرزین برد

عقل شطرنج از شه مات وی است

خوش خیالی نقش می بندیم ما

در نظر ما را خیالات وی است

عقل اگر گوید خلاف عاشقان

قول او مشنو که طامات وی است

عارفی گردم ز غایت می زنم

راست می گوید که غایات وی است

نعمت الله پادشاهی می کند

در همه عالم ولایات وی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۵در نظر عالم چو جامی پر می است
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۶کنج دل گنجینهٔ عشق وی است
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۷ما را چو ز عشق راحتی هست
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۸مطرب عشق ساز ما بنواخت
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۹مطرب عشاق ساز ما نواخت
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۰لطف سازنده تا عیانم ساخت
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۱آتش عشقش تمام عود وجودم بسوخت
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۲آتشی ظاهر شد و پیدا و پنهانم بسوخت
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.