پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۸

مطرب عشق ساز ما بنواخت

به نوا جان بینوا بنواخت

در خرابات ساقی سرمست

درد ما را به صد دوا بنواخت

گرچه بنواخت جان عالم را

پادشاه است و این گدا بنواخت

می نوازد به لطف عالم را

دل این خسته بارها بنواخت

مبتلای بلای او بودم

چاره ای کرد و مبتلا بنواخت

شاهد غیر در سرای وجود

به نهان خاطر مرا بنواخت

شهرتی یافت در جهان که به عشق

نعمت الله را خدا بنواخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۰لطف سازنده تا عیانم ساخت
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۱آتش عشقش تمام عود وجودم بسوخت
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۲آتشی ظاهر شد و پیدا و پنهانم بسوخت
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۳آتش عشق تو دل در بر بسوخت
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۴علم ما در کتاب نتوان یافت
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۵علم ما در کتاب نتوان یافت
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۶بی سبب وصل یار نتوان یافت
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۷بی درد دل ای دوست دوا را نتوان یافت
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.