پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۴

علم ما در کتاب نتوان یافت

سر آب از شراب نتوان یافت

در خیالش به خواب رفتی باز

وصل او را به خواب نتوان یافت

رند هرگز به حلقه نرود

در چنان جا شراب نتوان یافت

همه عالم چو ذره او خورشید

ذره بی آفتاب نتوان یافت

این چنین دلبری که ما داریم

در جهان بی حجاب نتوان یافت

در خرابات همچو سید ما

رند و مست و خراب نتوان یافت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۶بی سبب وصل یار نتوان یافت
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۷بی درد دل ای دوست دوا را نتوان یافت
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۸بلبل چو هوای گلستان یافت
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۹جانم از درد دل دوائی یافت
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۰دل ز جان بگذشت و جانان بازیافت
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۱جان به خلوت سرای جانان رفت
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۲یار ما رفت گوییا جان رفت
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۳عاشقی جان را به جانان داد و رفت
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.