پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۰

دل ز جان بگذشت و جانان بازیافت

ترک یک جان کرد و صد جان بازیافت

بست زُناری ز کفر زلف او

مو به مو اسرار ایمان بازیافت

خویش را در عشق او گم کرده بود

تا که از لطف خدا آن بازیافت

دُردِ دَردِ عشق او بسیار خورد

لاجرم در دَرد، درمان بازیافت

گنج او در کنج دل می جست جان

گرچه مشکل بود آسان بازیافت

گِرد میخانه همی گشتی مدام

یار خود در بزم رندان بازیافت

نعمت الله چون به دست او فتاد

سید سرمست مستان بازیافت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۲یار ما رفت گوییا جان رفت
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۳عاشقی جان را به جانان داد و رفت
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۴رند سرمستی ز پا افتاد و رفت
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۵نعمت الله جان به جانان داد و رفت
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۶نعمت الله جان به جانان داد و رفت
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۷عاشقی جان را به جانان داد و رفت
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۸گرد و خاک ما روان بر باد رفت
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۹یار ما زاری ما نشنید و رفت
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.