پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۹

جانم از درد دل دوائی یافت

درد نوشید از آن صفائی یافت

بینوا بود جان مسکینم

از نوای خدا نوائی یافت

گنج اسمای حضرت سلطان

ناگه از کنج دل گدائی یافت

درد دل هر که برد بر در او

آن قماشش بگو بهائی یافت

دیدهٔ هر که نور رویش دید

در همه آینه لقائی یافت

دل به میخانه رفت خوش بنشست

خوش مقامی و نیک جائی یافت

نعمت الله ز خویش فانی شد

جاودان زان فنا بقائی یافت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۱جان به خلوت سرای جانان رفت
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۲یار ما رفت گوییا جان رفت
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۳عاشقی جان را به جانان داد و رفت
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۴رند سرمستی ز پا افتاد و رفت
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۵نعمت الله جان به جانان داد و رفت
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۶نعمت الله جان به جانان داد و رفت
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۷عاشقی جان را به جانان داد و رفت
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۸گرد و خاک ما روان بر باد رفت
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.