پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۹

مطرب عشاق ساز ما نواخت

ساقی سرمست ما ما را نواخت

صاف درمان است دُرد درد دل

دُرد دردش جان بودردا نواخت

از بلایش کار ما بالا گرفت

این بلا ما را از آن بالا نواخت

گنج اسما بر سر عالم فشاند

از کرم او جملهٔ اشیا نواخت

عالمی از ذوق ما آسوده اند

خاطر یاران ما را تا نواخت

کرده میخانه سبیل عاشقان

بینوایان را چنین خوش وانواخت

نعمت الله را به لطف خویشتن

حضرت یکتای بی همتا نواخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۱آتش عشقش تمام عود وجودم بسوخت
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۲آتشی ظاهر شد و پیدا و پنهانم بسوخت
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۳آتش عشق تو دل در بر بسوخت
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۴علم ما در کتاب نتوان یافت
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۵علم ما در کتاب نتوان یافت
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۶بی سبب وصل یار نتوان یافت
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۷بی درد دل ای دوست دوا را نتوان یافت
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۸بلبل چو هوای گلستان یافت
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.