پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۲

شادمانم زانکه غمخوارم وی است

دلخوشم زیرا که دلدارم وی است

عالمی اغیار اگر باشد چه غم

دوست دارم چون وی و یارم وی است

در خرابات مغان مستم مدام

می خورم می چون که خمّارم وی است

گلشن عشقست جانم جاودان

بلبل سرمست گلزارم وی است

نقش می بیندم خیالش در نظر

نور چشم و عین دیدارم وی است

جان فروشم بر سر بازار عشق

می کنم سودا خریدارم وی است

سیدم بر سروران روزگار

نعمت الله شاه و سردارم وی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۴هرکجا گنجیست ماری در وی است
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۵در نظر عالم چو جامی پر می است
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۶کنج دل گنجینهٔ عشق وی است
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۷ما را چو ز عشق راحتی هست
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۸مطرب عشق ساز ما بنواخت
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۹مطرب عشاق ساز ما نواخت
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۰لطف سازنده تا عیانم ساخت
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۱آتش عشقش تمام عود وجودم بسوخت
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.