پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۵

در دل هر که عشق جانان نیست

مرده دانش که در تنش جان نیست

عاشق زلف و روی معشوقم

التفاتم به کفر و ایمان نیست

در خرابات چون من سرمست

هیچ رندی میان رندان نیست

ای که درمان درد می جوئی

خوشتر از درد درد درمان نیست

حالتی دیگر است مستان را

تو ندانی اگر تو را آن نیست

نور چشم است و در نظر پیداست

روشنش را ببین که پنهان نیست

هر که کفران نعمت الله کرد

در همه مذهبی مسلمان نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۷غنچهٔ باغ غیر خندان نیست
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۸موحد در این ره به تقلید نیست
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۹بحریست بحر دل که کرانش پدید نیست
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۰آن وتر که غیر او احد نیست
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۱دل ندارد هر که او را درد نیست
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۲جان ندارد هر که جانانیش نیست
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۳یک قدم ازخویش بیرون نه که گامی بیش نیست
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۴هر که را عشق نیست آنش نیست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.