پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۴

شک به عدم نیست که او هیچ نیست

شک به وجود است و هم او هیچ نیست

نیست گمانم که جز او هیچ نیست

هست یقینم که جز او هیچ نیست

معنی هو با تو بگویم که چیست

اوست دگر این من و تو هیچ نیست

یک سخنی بشنو و یکرنگ باش

قول یکی گفتن و دو هیچ نیست

ما و منی را بگذار ای عزیز

کز من و ما یک سر مو هیچ نیست

غیر خدا هیچ بود هیچ هیچ

هیچ نه ای هیچ مجو هیچ نیست

نوش کن و باش خموش و برو

هیچ مگو گفت و مگو هیچ نیست

خم می آور چه کنم جام را

مست و خرابیم و سبو هیچ نیست

عاشق سید شو و معشوق او

باش بکی رو که دورو هیچ نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۶هر کرا درد نیست درمان نیست
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۷غنچهٔ باغ غیر خندان نیست
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۸موحد در این ره به تقلید نیست
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۹بحریست بحر دل که کرانش پدید نیست
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۰آن وتر که غیر او احد نیست
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۱دل ندارد هر که او را درد نیست
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۲جان ندارد هر که جانانیش نیست
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۳یک قدم ازخویش بیرون نه که گامی بیش نیست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.