پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۸

عشق را خود قرار پیدا نیست

دو نفس حضرتش به یک جا نیست

همچو دریا مدام در موج است

این چنین بحر هیچ دریا نیست

عین عشقیم لاجرم شب و روز

صبر و آرام در دل ما نیست

نور چشم است و در نظر پیداست

دیده ای کان ندید بینا نیست

بیقراری عشق شورانگیز

در غم هست و نیست گویا نیست

عشق را هم ز عشق باید جست

خبر از حال او جز او را نیست

ذوق سید ز نعمت الله جو

وصف او حد گفتن ما نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۰چو میخانه سرائی هیچ جانیست
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۱موجود حقیقی به جز از ذات خدا نیست
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۲جان ما بی عشق جانان هیچ نیست
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۳بی حضور عشق جانان راحت جان هیچ نیست
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۴شک به عدم نیست که او هیچ نیست
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۵در دل هر که عشق جانان نیست
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۶هر کرا درد نیست درمان نیست
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۷غنچهٔ باغ غیر خندان نیست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.