پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۱

موجود حقیقی به جز از ذات خدا نیست

مائیم صفات و صفت از ذات جدا نیست

جز عین یکی در دو جهان نیست حقیقت

گر هست تو را در نظرت غیر مرا نیست

عشق است مرا چاره و این چاره مرا هست

درد است دوای تو و این درد تو را نیست

هرجا که تو انگشت نهی عین حقست آن

زین نیست معین که کجا هست و کجا نیست

چون است بقای همه و باقی مطلق

چیزی که بود قابل تغییر و فنا نیست

آن دم که دمیدند دم آدم خاکی

بود آن دم ما زان همه دم جز دم ما نیست

سرمست شراب ازل و جام الستیم

در مجلس ما ساقی ما غیر خدا نیست

ما ماهی دریای محیطیم کماهی

ماهیت ما را تو نگر تا که که را نیست

سید چو همه طالب و مطلوب نمایند

عاشق نتوان گفت که معشوق نما نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۳بی حضور عشق جانان راحت جان هیچ نیست
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۴شک به عدم نیست که او هیچ نیست
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۵در دل هر که عشق جانان نیست
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۶هر کرا درد نیست درمان نیست
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۷غنچهٔ باغ غیر خندان نیست
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۸موحد در این ره به تقلید نیست
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۹بحریست بحر دل که کرانش پدید نیست
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۰آن وتر که غیر او احد نیست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.