پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۶

موج و حباب و قطره درین بحر ما یکیست

نقش و حباب گرچه هزارند با یکیست

درمان درد دل چه کنم ای عزیز من

از دوست می رسد همه درد و دوا یکیست

ما و شرابخانه و رندان باده نوش

فارغ ز دو سرا بر ما دو سرا یکیست

تمثال صدهزار در آئینه رو نمود

دیدیم آن یکی و همه نزد ما یکیست

گر آشنای خویش شوی نزد عاشقان

معشوق و عشق و عاشق و آن آشنا یکیست

چون عقل احول است دو بیند غریب نیست

بنگر به عین عشق که شاه و گدا یکیست

سید ز جود خویش وجودی به بنده داد

معطی نعمة الله ما و عطا یکیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۸آب جویای آب این عجب است
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۹قطره و دریا به نزد ما یکی است
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۰کار دل در عشقبازی بندگی است
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۱میخانهٔ دل طرب سرائیست
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۲هر شاهدی که بینم با او مرا هوائیست
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۳تن میرد و روح پاک باقی است
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۴دل جام جهان نمای شاهیست
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۵در این در به جز ما آشنا نیست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.