پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۶

چشم چراغ من ز نور روی جانان روشنست

بنگر چنین نور خوشی در دیدهٔ جان منست

نقش خیالی می کشم بر دیدهٔ دیده مدام

می بین به نور چشم ما کاین یوسف و پیراهنست

با ما در این دریا در آب نگر حباب و آب را

هریک حبابی پر ز ما مانندهٔ جان و تن است

عشق آتشی افروخته عود دل ما سوخته

چون موم بگدازد ترا گر خود وجودت آهنست

اصل عدد باشد یکی گر صد شماری ور هزار

آدم که فرزندش توئی اصل همه مرد و زنست

در غار دل با یار غار یکدم حضوری خوش بر آر

خوش باشد آن یاری که او اینجا مُدامش مسکنست

نور جمال سیدم عالم منور ساخته

در چشم مست من نگر کز نور رویش روشنست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۸دردمندیم و آن دوا این است
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۹کفر زلفش که رونق دین است
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۰همه عالم حجاب حضرت اوست
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۱شاه شاهان گدای حضرت اوست
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۲همه عالم فدای خدمت اوست
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۳جان ما بندهٔ محبت اوست
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۴همه عالم ظهور حضرت اوست
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۵در آینهٔ عالم تمثال صفات اوست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.