پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۶

یاد جانان میان جان من است

عشق او عمر جاودان من است

نفس روح بخش من دریاب

که دم عیسوی از آن من است

هفت دریا به نزد اهل نظر

موجی از بحر بیکران من است

اهل بیت رسول اگر جوئی

از منش جو که خاندان من است

مجلس پر ز نعمت جنت

بزم رندان نزول خوان من است

یک زمانی به حال ما پرداز

خوش زمانی ، که این زمان من است

هر که خواهد نشان آل از من

نعمت الله من نشان من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۸گفتم که این جانان کیست ، جان گفت جانان منست
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۹دُرد دردش دوای جان منست
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۰درد عشقش دوای جان من است
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۱عشق جانان من غذای من است
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۲در سراپردهٔ جان خانهٔ دلدار من است
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۳در نظر آنکه نور چشم من است
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۴نعمت الله جان و عالم چون تن است
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۵چشم ما از نور رویش روشنست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.