پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۶

میخانه سرای عاشقان است

خود خلوت خاص عاشقانست

عالم بدن است و عشق جانان

جان است که در بدن روانست

عشقست که عاشق است و معشوق

در مذهب عاشقان چنان است

با صورت و معنئی که او راست

چه جای معانی و بیان است

جام است و شراب و رند و ساقی

در مجلس ما همین همان است

در دیدهٔ مست ما نظر کن

نوری که به چشم ما عیان است

این گوهر نظم نعمت الله

از بحر محیط بیکران است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۸مقصود توئی نه این نه آنست
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۹میر میخانهٔ ما سید سر مستانست
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۰عالم بدنست و عشق جانست
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۱کشتهٔ حضرت او زندهٔ جاویدانست
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۲کشتهٔ عشق تو دل زندهٔ جاویدان است
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۳یاری که ز ملک آشنائی است
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۴جامی ز می پر از می در بزم ما روان است
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۵عشق جانان حیات جان من است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.