پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۸

مقصود توئی نه این نه آنست

وین قول همه محققانست

از مذهب و دین ما چه پرسی

آنست که رای ما برآنست

ساقی قدحی به عاشقان ده

زان باده که از برای جانست

جان گرچه گدای کوی عشقست

سلطان جهان گدای جانست

در نه قدم و ز سر میندیش

چون خلوت دل سرای جانست

صد جان به فدای عشق جانان

گرچه دو جهان فدای جانست

جائی که مقام سید ماست

ای راحت جان چه جای جانست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۰عالم بدنست و عشق جانست
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۱کشتهٔ حضرت او زندهٔ جاویدانست
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۲کشتهٔ عشق تو دل زندهٔ جاویدان است
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۳یاری که ز ملک آشنائی است
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۴جامی ز می پر از می در بزم ما روان است
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۵عشق جانان حیات جان من است
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۶یاد جانان میان جان من است
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۷عشق جانان حیات جان من است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.