پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۱

نعمت الله حریف مستان است

عاشق روی می پرستان است

در خرابات مست لایعقل

ساقی بزم باده نوشان است

والهٔ زلف روی محبوب است

فارغ از جمع و از پریشان است

نوبت زهد و زاهدی بگذشت

دولت عشق و دور رندان است

نوش کن جام می که نوشت باد

گر هوایت به آب حیوان است

در دلم درد و در سرم سودا

باده درجام و عشق در جان است

هرکجا ساغری که می یابی

نعمت الله همدم آن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۳میر میخانهٔ ما سید سرمستان است
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۴عالم بدن است و عشق جان است
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۵جانست که در بدن روانست
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۶میخانه سرای عاشقان است
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۷رندی که حریف عاشقان است
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۸مقصود توئی نه این نه آنست
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۹میر میخانهٔ ما سید سر مستانست
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۰عالم بدنست و عشق جانست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.