پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۲

نعمت الله میر رندان است

طلبش کن که پیر رندان است

بزم عشق است عاشقان سرمست

ساقی ما امیر مستان است

دل ما گنجخانهٔ عشق است

جای آن گنج کنج ویران است

سخن ما به ذوق دریابد

هرکه واقف ز ذوق یاران است

همه عشق است غیر او خود نیست

جان فدایش کنم که جانان است

عالم از آفتاب حضرت او

به مثل همچو ماه تابان است

نور چشم است و در نظر پیداست

نظری کن ببین که این آن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۴عالم بدن است و عشق جان است
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۵جانست که در بدن روانست
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۶میخانه سرای عاشقان است
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۷رندی که حریف عاشقان است
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۸مقصود توئی نه این نه آنست
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۹میر میخانهٔ ما سید سر مستانست
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۰عالم بدنست و عشق جانست
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۱کشتهٔ حضرت او زندهٔ جاویدانست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.