پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۰

بندگی کن که کار نیک آن است

این چنین کار کار نیکان است

دل ما دلبری که می بیند

جان به او می دهد که جانان است

آفتابی به مه شده پیدا

گرچه او هم به ماه پنهان است

موج و بحر و حباب و قطرهٔ آب

نزد ما هر چهار یکسان است

کنج دل گنجخانهٔ عشق است

خانه بی گنج کُنج ویران است

زاهدان را مجال کی باشد

در مقامی که جای رندان است

بندهٔ سید خرابات است

نعمت الله که میر مستان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۲نعمت الله میر رندان است
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۳میر میخانهٔ ما سید سرمستان است
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۴عالم بدن است و عشق جان است
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۵جانست که در بدن روانست
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۶میخانه سرای عاشقان است
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۷رندی که حریف عاشقان است
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۸مقصود توئی نه این نه آنست
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۹میر میخانهٔ ما سید سر مستانست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.