پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۹

هرکه چون ما حریف مستان است

در خرابات رند مستان است

نور چشمست هرچه می بینم

دل و دلدار و جان و جانان است

آفتابی است برقعی بسته

روشنش بین که ماه تابان است

همه آئینهٔ جمال ویند

نظری کن که عین اعیان است

گنج اسماست در همه عالم

گنج و گنجینهٔ فراوان است

موج و دریا دو رسم و دو اسمند

نزد ما هر دو آب یکسان است

قطره ای از محیط سید ماست

به مثل گرچه بحر عمان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۱نعمت الله حریف مستان است
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۲نعمت الله میر رندان است
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۳میر میخانهٔ ما سید سرمستان است
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۴عالم بدن است و عشق جان است
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۵جانست که در بدن روانست
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۶میخانه سرای عاشقان است
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۷رندی که حریف عاشقان است
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۸مقصود توئی نه این نه آنست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.