پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۵

درد دل ما دوای جان است

رنج غم او شفای جان است

یک جرعه ز دُرد درد جانان

والله که دوصد بهای جان است

ساقی قدحی به عاشقان ده

ز آن باده که از برای جان است

جان گرچه گدای کوی عشقست

سلطان جهان گدای جان است

در نه قدم و ز سر میندیش

چون خلوت دل سرای جان است

صد جان به فدای عشق جانان

گرچه دو جهان فدای جان است

جائی که مقام سید ماست

ای راحت جان چه جای جانست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۷هر که حلقه به گوش مردانست
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۸همه عالم تن است و او جان است
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۹هرکه چون ما حریف مستان است
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۰بندگی کن که کار نیک آن است
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۱نعمت الله حریف مستان است
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۲نعمت الله میر رندان است
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۳میر میخانهٔ ما سید سرمستان است
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۴عالم بدن است و عشق جان است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.