پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۴

دل و جانم فدای جانان است

هرچه دارم برای جانان است

دل که دم میزند ز سلطانی

چون غلامان گدای جانان است

نیست بیگانه از خدا به خدا

عارفی کاشنای جانان است

خلوت دل مقام حضرت اوست

دیگری کی به جای جانان است

مبتلای بلا اگر نالد

راحت من بلای جانان است

دل و جان را دهد به باد هوا

هر که او را هوای جانان است

نعمةالله که جان من به فداش

جان گیتی نمای جانان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۶هر چه پیدا و هر چه پنهان است
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۷هر که حلقه به گوش مردانست
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۸همه عالم تن است و او جان است
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۹هرکه چون ما حریف مستان است
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۰بندگی کن که کار نیک آن است
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۱نعمت الله حریف مستان است
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۲نعمت الله میر رندان است
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۳میر میخانهٔ ما سید سرمستان است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.