پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۳

ای که گوئی که ماهتاب آنست

باطنش بین که آفتاب آنست

می عشقش به ذوق می نوشیم

نزد رندان ما شراب آنست

هر خیالی که نقش می بندی

در خیالی خیال خواب آنست

ای که گوئی مرا حجاب نماند

آن غلط کرده ای حجاب آنست

گر بپرسند آب حیوان چیست

بوسه ده بر لبش جواب آنست

عقل اول که هست ام کتاب

بشنو خوش بخوان کتاب آنست

نعمت الله خدا به ما بخشد

نعمت خوب بی حساب آنست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۵درد دل ما دوای جان است
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۶هر چه پیدا و هر چه پنهان است
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۷هر که حلقه به گوش مردانست
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۸همه عالم تن است و او جان است
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۹هرکه چون ما حریف مستان است
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۰بندگی کن که کار نیک آن است
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۱نعمت الله حریف مستان است
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۲نعمت الله میر رندان است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.