پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۲

دل به دست آر که آئینهٔ حضرت آنست

مظهر بندگی حضرت عزت آنست

عاشقی سوختهٔ بی سر و پا را مطلب

دست او گیر کلید در جنت آنست

خوشتر از گوشهٔ میخانه دگر خلوت نیست

خلوتی گر طلبی گوشهٔ خلوت آنست

مبتلا از در او باز نگردد به بلا

دوری از درگه او غایت رحمت آنست

خوش بود همت عالی که خدا می جوید

همت از اهل دلان جوی که همت آنست

چه کنی خانقه کون رها کن شیخی

بندهٔ خدمت او باش که خدمت آنست

نعمت دنیی و عقبی به عزیزان بگذار

نعمت الله طلب ای دوست که نعمت آنست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۴دل و جانم فدای جانان است
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۵درد دل ما دوای جان است
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۶هر چه پیدا و هر چه پنهان است
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۷هر که حلقه به گوش مردانست
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۸همه عالم تن است و او جان است
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۹هرکه چون ما حریف مستان است
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۰بندگی کن که کار نیک آن است
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۱نعمت الله حریف مستان است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.