پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۰

دم مزن ای دل که آن سر نازک است

نازک است این سرو ساتر نازک است

نقطه ای در دایره دوری نمود

دایره در دور و دائر نازک است

چشم ما روشن به نور روی اوست

این چنین منظور و ناظر نازک است

ماه پیدا گشت و پنهان آفتاب

غایتی در عین حاضر نازک است

جام ما باشد حباب آب می

نازکش گفتم که این سر نازک است

جام پیدا باده پنهان دور نیست

جام باطن باده ظاهر نازک است

نازکانه خاطر سید بجوی

زانکه سرمست است و خاطر نازکست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۲مرغ صحرائی به دریا مایل است
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۳دردمندیم و دوا درد دل است
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۴رند سرمست فارغ البال است
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۵عشق است که وارسته ز نقصان و کمالست
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۶ما را همه شب شب وصال است
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۷خلوت من مقام رندانست
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۸کار عشقست و کار ما آنست
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۹گر جفا می کند وفا آنست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.