پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۳

دردمندیم و دوا درد دل است

درد دل درمان دوای مشکل است

خانهٔ دل خلوت خالی اوست

خوش دلارامی که ما را در دلست

عاقل ار پندی به عاشق می دهد

وعظ او نزدیک ما بی حاصل است

حق پرست و ترک باطل را بگو

هرچه غیر حق بود او باطل است

حال ما از زاهد رعنا مپرس

زآنکه او از بحر ما در ساحل است

آفتابی می نماید مه به ما

گرچه در ظاهر حجابی حایل است

نعمت الله از منازل درگذشت

هشت منزل نزد او یک منزل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۵عشق است که وارسته ز نقصان و کمالست
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۶ما را همه شب شب وصال است
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۷خلوت من مقام رندانست
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۸کار عشقست و کار ما آنست
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۹گر جفا می کند وفا آنست
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۰درد ار داری دوا همان است
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۱نعمت الله میر مستان است
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۲دل به دست آر که آئینهٔ حضرت آنست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.