پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۰

عشق مستت و عقل مخمور است

عقل از ذوق عاشقان دور است

دیدهٔ مردم است از او روشن

نظری کن ببین که منظور است

نقد گنج وی است در دل ما

گنج ویران به کُنج ویران است

شد دو عالم به نور او روشن

روشن این چشم ما از آن نور است

ذره ذره چو نور می نگرم

آفتابی به ماه مستور است

زاهدار ذوق ما نمی یابد

هیچ عیبش مکن که معذور است

عشق بازی و رندی سید

در خرابات نیک مشهور است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۲عشق مستست و عقل مخمور است
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۳همسایهٔ حضرت شریف است
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۴شاه ما در همه جهان طاق است
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۵همه عالم تن است و جان عشق است
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۶عقل از ما کنار کرد و برفت
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۷شهر دل در ولایت عشق است
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۸دل مسند پادشاه عشق است
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۹درد دل درمان جان عاشق است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.