پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۲

عشق مستست و عقل مخمور است

عاقل از ذوق عاشقان دور است

شادمانی جاودان دارد

به غم عشق هر که مسرور است

دل ما جان خود به جانان داد

ز آن حیاتی که یافت مغرور است

جام گیتی نما چو می بینیم

در نظر ناظر است و منظور است

نور چشم است اگر نظر داری

آفتابی به ماه مستور است

زاهد ار ذوق ما نمی داند

عیب زاهد مکن که معذور است

نعمت الله رند سرمست است

در خرابات نیک مشهور است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۴شاه ما در همه جهان طاق است
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۵همه عالم تن است و جان عشق است
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۶عقل از ما کنار کرد و برفت
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۷شهر دل در ولایت عشق است
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۸دل مسند پادشاه عشق است
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۹درد دل درمان جان عاشق است
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۰دم مزن ای دل که آن سر نازک است
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۱مخزن اسرار سبحانی دل است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.