پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۳

همسایهٔ حضرت شریف است

گر سایه لطیف یا کثیف است

انسان کبیر صورت اوست

دریاب که معنی لطیف است

گر روح مدبرش بدانی

انسان کبیر بس ظریف است

با عقل مگو حکایت عشق

زیرا که مزاج او ضعیف است

این طرفه نگر که جمله عالم

در غایت قوّت و نحیف است

معشوق خود است و عاشق خود

عشقی که چو عشق ما عفیف است

در خلوت خاص سید ماست

کاو خانهٔ خالی و لطیف است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۵همه عالم تن است و جان عشق است
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۶عقل از ما کنار کرد و برفت
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۷شهر دل در ولایت عشق است
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۸دل مسند پادشاه عشق است
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۹درد دل درمان جان عاشق است
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۰دم مزن ای دل که آن سر نازک است
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۱مخزن اسرار سبحانی دل است
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۲مرغ صحرائی به دریا مایل است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.