پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۵

دل ما از منی و ما بگذشت

پا نهاد از سر هوا بگذشت

مدتی دُرد درد دل نوشید

عاقبت درد و هم دوا بگذشت

از وجود و عدم خلاصی یافت

از فنا نیز وز فنا بگذشت

ای که گوئی که ابتدا چه بود

ابتدا چیست انتها بگذشت

نقش غیری خیال می بستم

خواب بود آن خیال ما بگذشت

نود و پنج سال عمر عزیز

همه در دین مصطفی بگذشت

نعمت الله یگانه ای داند

که یگانه ز دو سرا بگذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۷آفتاب خوشی هویدا گشت
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۸عشق مستست و عقل مخمور است
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۹عشق مستست و عقل مخمور است
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۰عشق مستت و عقل مخمور است
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۱عشق مست است و عقل مخمور است
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۲عشق مستست و عقل مخمور است
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۳همسایهٔ حضرت شریف است
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۴شاه ما در همه جهان طاق است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.