پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۴

رمضان آمد و روان بگذشت

بود ماهی به یک زمان بگذشت

گوئیا عمر بود زود برفت

تا که گفتم چنین چنان بگذشت

شب قدری به عارفان بنمود

این معانی از آن بیان بگذشت

هر که با ما نشست در دریا

نام را ماند و از نشان بگذشت

میل دنیا و آخرت نکند

هر که بر کوی عاشقان بگذشت

زود بیدار شو در آ در راه

تو بخوابی و کاروان بگذشت

در طریقی که نیست پایانش

نعمت الله از این و آن بگذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۶عاشق از دنیی و عقبی درگذشت
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۷آفتاب خوشی هویدا گشت
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۸عشق مستست و عقل مخمور است
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۹عشق مستست و عقل مخمور است
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۰عشق مستت و عقل مخمور است
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۱عشق مست است و عقل مخمور است
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۲عشق مستست و عقل مخمور است
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۳همسایهٔ حضرت شریف است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.