پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۳

نعمت الله از این و آن بگذشت

وز خیالات انس و جان بگذشت

عمر او بود همچو آب حیات

خوش روان آمد و روان بگذشت

نود و چهار سال عمر وی است

گوئیا آن به یک زمان بگذشت

نوجوانی مجو تو از پیری

فکر دیگر بکن که آن بگذشت

چه کنی نقش با خیال محال

تو بخوابی و کاروان بگذشت

عاقل ار نام و ار نشان جوید

عاشق از نام و از نشان بگذشت

زنده دل باشد آنکه پیش از مرگ

همچو سید از این جهان بگذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۵دل ما از منی و ما بگذشت
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۶عاشق از دنیی و عقبی درگذشت
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۷آفتاب خوشی هویدا گشت
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۸عشق مستست و عقل مخمور است
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۹عشق مستست و عقل مخمور است
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۰عشق مستت و عقل مخمور است
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۱عشق مست است و عقل مخمور است
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۲عشق مستست و عقل مخمور است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.