پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۲

دل سرمست ما ز جان بگذشت

آن معانی ازین بیان بگذشت

در خرابات عشق می گردید

لامکان یافت از مکان بگذشت

دنیی و آخرت به هم بر زد

جان چه باشد که از جهان بگذشت

از وجود و عدم سخن نکند

هرکه از نام و از نشان بگذشت

میل جنت دگر نخواهد کرد

دل که بر کوی عاشقان بگذشت

نور رویش به چشم ما بنمود

دیده از بحر بیکران بگذشت

سید ما گذشت از عالم

بنده با حضرتش روان بگذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۴رمضان آمد و روان بگذشت
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۵دل ما از منی و ما بگذشت
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۶عاشق از دنیی و عقبی درگذشت
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۷آفتاب خوشی هویدا گشت
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۸عشق مستست و عقل مخمور است
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۹عشق مستست و عقل مخمور است
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۰عشق مستت و عقل مخمور است
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۱عشق مست است و عقل مخمور است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.