پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۴

این خوشست و آن خوشست و این و آن با هم خوشست

جان جانان خوش نشسته نزد ما بی غم خوشست

این همه جام مرصع پر ز می داریم ما

با حریف سرخوش و با ساقی همدم خوشست

عقل مخمور است و نامحرم چه داند راز ما

گفتن اسرار ما با عاشق محرم خوشست

خوش بود گر پادشاهی می خورد از جام جم

زانکه میگویند جام پادشه با جم خوشست

گرچه دل ریشیم مرهم را نمی خواهیم ما

زخم تیغ عشق او داریم و بی مرهم خوش است

چشم مست او نظر فرمود سوی کاینات

این چنین نور خوشی در دیدهٔ عالم خوش است

مجلس عشقست و سید مست و رندان در حضور

جنت فردوس ما با صحبت آدم خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۶هر که آمد سوی ما با ما نشست
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۷جان ما با ما در این دریا نشست
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۸هر که او با ما درین دریا نشست
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۹هرکه او با ما در این دریا نشست
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۰بی نوائی نوای درویش است
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۱بیا که جان و دلم در هوای درویش است
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۲دل سرمست ما ز جان بگذشت
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۳نعمت الله از این و آن بگذشت
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.