پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۶

هر که آمد سوی ما با ما نشست

خوش خوشی با ما درین دریا نشست

از سر هر دو جهان برخاست خوش

بر در یکتای بی همتا نشست

عقل مسکین زیر دست عشق شد

عشق مستولی است بر بالا نشست

هر که چون ما همنشینی را نیافت

کی تواند همچو ما تنها نشست

هر که سر در پای خم می نهاد

جاودان افتاد و شد از پا نشست

گردکی گردد به گرد دامنش

رند دریا دل که او با ما نشست

نعمت الله مجلسی آراسته

در خرابات مغان آنجا نشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۸هر که او با ما درین دریا نشست
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۹هرکه او با ما در این دریا نشست
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۰بی نوائی نوای درویش است
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۱بیا که جان و دلم در هوای درویش است
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۲دل سرمست ما ز جان بگذشت
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۳نعمت الله از این و آن بگذشت
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۴رمضان آمد و روان بگذشت
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۵دل ما از منی و ما بگذشت
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.