پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۰

بی نوائی نوای درویش است

دُرد دردش دوای درویش است

چشم درویش هر چه می نگرد

جام گیتی نمای درویش است

نیست بیگانه از خدا به خدا

هرکه او آشنای درویش است

هرکه داند دوای درویشان

سر او خاک پای درویش است

گرچه درویش را گدا گویند

خدمت شه گدای درویش است

آن طریقی که نیست پایانش

راه بی منتهای درویش است

نعمت الله با چنین همت

روز و شب در هوای درویش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۲دل سرمست ما ز جان بگذشت
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۳نعمت الله از این و آن بگذشت
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۴رمضان آمد و روان بگذشت
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۵دل ما از منی و ما بگذشت
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۶عاشق از دنیی و عقبی درگذشت
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۷آفتاب خوشی هویدا گشت
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۸عشق مستست و عقل مخمور است
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۹عشق مستست و عقل مخمور است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.