پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۹

هرکه او با ما در این دریا نشست

آبروئی یافت خوش با ما نشست

بر در میخانه مست افتاده ایم

هرکه آمد پیش ما اینجا نشست

از سر جان و جهان برخاست دل

بر در یکتای بی همتا نشست

در خرابات مغان مست و خراب

خوش بود با شاهد رعنا نشست

بزم رندان جنت المأوی بود

جاودان خواهیم در مأوا نشست

در سر هر کس که سودائی فتاد

کی تواند یک دمی از پا نشست

نعمت الله در همه عالم یکی است

بر سریر سلطنت تنها نشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۱بیا که جان و دلم در هوای درویش است
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۲دل سرمست ما ز جان بگذشت
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۳نعمت الله از این و آن بگذشت
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۴رمضان آمد و روان بگذشت
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۵دل ما از منی و ما بگذشت
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۶عاشق از دنیی و عقبی درگذشت
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۷آفتاب خوشی هویدا گشت
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۸عشق مستست و عقل مخمور است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.