پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۳

در سراپردهٔ جان خلوت جانانه خوشست

آن چنان گنج خوشی در دل ویرانه خوشست

رند سرمست بجو زاهد مخمور بمان

عاقلی را چه کنی عاشق دیوانه خوشست

جنتی را که در او دوست نیابی سهل است

یار اگر دست دهد گوشهٔ میخانه خوشست

گفتهٔ عاشق سرمست بخوان از مستان

زانکه در مجلس ما گفتهٔ مستانه خوشست

قدمی نه نفسی گفتهٔ ما را دریاب

بی تکلف بر ما صحبت رندانه خوشست

هر که درویش بود میل به شاهی نکند

دل درویش به آن همت شاهانه خوشست

نعمة الله به دست آر که سرمست خوشی است

زانکه این سید مستانهٔ مردانه خوشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۵جان ما با صحبت جانی خوش است
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۶هر که آمد سوی ما با ما نشست
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۷جان ما با ما در این دریا نشست
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۸هر که او با ما درین دریا نشست
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۹هرکه او با ما در این دریا نشست
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۰بی نوائی نوای درویش است
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۱بیا که جان و دلم در هوای درویش است
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۲دل سرمست ما ز جان بگذشت
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.