پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۲

صورت و معنی به همدیگر خوش است

آن چنان می در چنین ساغر خوشست

مجلس عشقست و ما مست و خراب

ما چنین هستیم و ساقی سرخوشست

هر که او با ما درین دریا نشست

از سرش تا پاشنه در زر خوشست

جان به جانان دل بدلبر داده ایم

در دل ما عشق آن دلبر خوشست

گوهر در یتیم از ما بجو

گر به دست آری چنین گوهر خوشست

عود دل در مجمر سینه بسوخت

بوی خوش ما را درین مجمر خوشست

نعمت الله دارد از سید نشان

این نشان آل پیغمبر خوشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۴این خوشست و آن خوشست و این و آن با هم خوشست
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۵جان ما با صحبت جانی خوش است
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۶هر که آمد سوی ما با ما نشست
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۷جان ما با ما در این دریا نشست
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۸هر که او با ما درین دریا نشست
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۹هرکه او با ما در این دریا نشست
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۰بی نوائی نوای درویش است
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۱بیا که جان و دلم در هوای درویش است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.