پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۴

ساقی سرمست ما یاری خوش است

خوش حریفانیم و خماری خوش است

گر دوصد جان را به یک جرعه خرند

زود بفروشش که بازاری خوش است

عشقبازی کار بیکاران بود

کار ما می کن که این کاری خوشست

بر سر دار فنا بنشسته ایم

خوش سر داری و سرداری خوشست

بلبل مستیم در گلزار عشق

بزم عشاق است و گلزاری خوشست

پر بود تکرار در گفتار ما

تو خوشی بشنو که تکراری خوشست

نعمت الله مست و جام می به دست

باده نوشی با چنین یاری خوشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۶سرم سرگشتهٔ سودای عشق است
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۷چشم مستش ترک عیاری خوش است
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۸در محبت جان اگر بازی خوش است
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۹عشق جانان در میان جان خوشست
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۰نور روی او به او دیدن خوش است
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۱چشمهٔ چشم ما پر آب خوش است
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۲صورت و معنی به همدیگر خوش است
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۳در سراپردهٔ جان خلوت جانانه خوشست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.