پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۰

نور روی او به او دیدن خوش است

گرد او چون دیده گردیدن خوش است

حال عشق از عقل می پرسی مپرس

ذوق عشق از عشق پرسیدن خوش است

کار بی کاریست کار عاشقی

این چنین خوش کار ورزیدن خوش است

گفتهٔ مستانهٔ ما خوش بود

رو تو خوش بشنو که بشنیدن خوش است

بگذر از نقش خیال غیر او

روی دل از غیر پیچیدن خوش است

نزد ما سرکه فروشی هیچ نیست

می به رند مست بخشیدن خوش است

خوش بود آئینهٔ گیتی نما

نعمة الله را در آن دیدن خوشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۲صورت و معنی به همدیگر خوش است
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۳در سراپردهٔ جان خلوت جانانه خوشست
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۴این خوشست و آن خوشست و این و آن با هم خوشست
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۵جان ما با صحبت جانی خوش است
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۶هر که آمد سوی ما با ما نشست
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۷جان ما با ما در این دریا نشست
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۸هر که او با ما درین دریا نشست
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۹هرکه او با ما در این دریا نشست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.