پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۸

در محبت جان اگر بازی خوش است

گر کنی بازی چنین بازی خوشست

یار کرمانی اگر بازی خوش است

دلبر سرمست شیرازی خوشست

رند سر مستیم و با ساقی حریف

با حریف خویش پردازی خوشست

چند گردی تو به خود گرد جهان

یک دمی با خویش پردازی خوشست

ساز ما را ذوق خوشتر می دهند

ساز ما با عشق پردازی خوشست

عشق سلطان است و تخت دل نشست

خانه را با عشق پردازی خوشست

سیم قلب تو ندارد رونقی

سیم قلب خویش بگذاری خوشست

در طریق عاشقی چون عاشقان

هرچه داری جمله دربازی خوشست

یک دمی با سید رندان بساز

تا بدانی ذوق دمسازی خوشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۰نور روی او به او دیدن خوش است
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۱چشمهٔ چشم ما پر آب خوش است
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۲صورت و معنی به همدیگر خوش است
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۳در سراپردهٔ جان خلوت جانانه خوشست
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۴این خوشست و آن خوشست و این و آن با هم خوشست
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۵جان ما با صحبت جانی خوش است
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۶هر که آمد سوی ما با ما نشست
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۷جان ما با ما در این دریا نشست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.