پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

۱,۵۶۴ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۱ نعمت الله حریف مستان است
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۲ نعمت الله میر رندان است
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۳ میر میخانهٔ ما سید سرمستان است
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۴ عالم بدن است و عشق جان است
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۵ جانست که در بدن روانست
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۶ میخانه سرای عاشقان است
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۷ رندی که حریف عاشقان است
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۸ مقصود توئی نه این نه آنست
  9. غزل شمارهٔ ۳۰۹ میر میخانهٔ ما سید سر مستانست
  10. غزل شمارهٔ ۳۱۰ عالم بدنست و عشق جانست
  11. غزل شمارهٔ ۳۱۱ کشتهٔ حضرت او زندهٔ جاویدانست
  12. غزل شمارهٔ ۳۱۲ کشتهٔ عشق تو دل زندهٔ جاویدان است
  13. غزل شمارهٔ ۳۱۳ یاری که ز ملک آشنائی است
  14. غزل شمارهٔ ۳۱۴ جامی ز می پر از می در بزم ما روان است
  15. غزل شمارهٔ ۳۱۵ عشق جانان حیات جان من است
  16. غزل شمارهٔ ۳۱۶ یاد جانان میان جان من است
  17. غزل شمارهٔ ۳۱۷ عشق جانان حیات جان من است
  18. غزل شمارهٔ ۳۱۸ گفتم که این جانان کیست ، جان گفت جانان منست
  19. غزل شمارهٔ ۳۱۹ دُرد دردش دوای جان منست
  20. غزل شمارهٔ ۳۲۰ درد عشقش دوای جان من است
  21. غزل شمارهٔ ۳۲۱ عشق جانان من غذای من است
  22. غزل شمارهٔ ۳۲۲ در سراپردهٔ جان خانهٔ دلدار من است
  23. غزل شمارهٔ ۳۲۳ در نظر آنکه نور چشم من است
  24. غزل شمارهٔ ۳۲۴ نعمت الله جان و عالم چون تن است
  25. غزل شمارهٔ ۳۲۵ چشم ما از نور رویش روشنست
  26. غزل شمارهٔ ۳۲۶ چشم چراغ من ز نور روی جانان روشنست
  27. غزل شمارهٔ ۳۲۷ درد دل دارم و دوا این است
  28. غزل شمارهٔ ۳۲۸ دردمندیم و آن دوا این است
  29. غزل شمارهٔ ۳۲۹ کفر زلفش که رونق دین است
  30. غزل شمارهٔ ۳۳۰ همه عالم حجاب حضرت اوست
  31. غزل شمارهٔ ۳۳۱ شاه شاهان گدای حضرت اوست
  32. غزل شمارهٔ ۳۳۲ همه عالم فدای خدمت اوست
  33. غزل شمارهٔ ۳۳۳ جان ما بندهٔ محبت اوست
  34. غزل شمارهٔ ۳۳۴ همه عالم ظهور حضرت اوست
  35. غزل شمارهٔ ۳۳۵ در آینهٔ عالم تمثال صفات اوست
  36. غزل شمارهٔ ۳۳۶ در آینهٔ عالم تمثال جمال اوست
  37. غزل شمارهٔ ۳۳۷ در هر چه نظر کردیم نقشی ز خیال اوست
  38. غزل شمارهٔ ۳۳۸ هر چه می بینی همه انوار اوست
  39. غزل شمارهٔ ۳۳۹ بنده ایم و عابد و معبود اوست
  40. غزل شمارهٔ ۳۴۰ چشم ما روشن به نور روی اوست
  41. غزل شمارهٔ ۳۴۱ جانم خیال شد به خیال خیال دوست
  42. غزل شمارهٔ ۳۴۲ همه را از همه بجوی ای دوست
  43. غزل شمارهٔ ۳۴۳ چشم ما روشن به نور روی اوست
  44. غزل شمارهٔ ۳۴۴ چشم ما روشن به نور اوست
  45. غزل شمارهٔ ۳۴۵ چشم ما روشن به نور روی اوست
  46. غزل شمارهٔ ۳۴۶ چشم ما روشن به نور روی اوست
  47. غزل شمارهٔ ۳۴۷ در خانقهی که شیخ ما اوست
  48. غزل شمارهٔ ۳۴۸ چشم من روشن به نور روی اوست
  49. غزل شمارهٔ ۳۴۹ هر چه بینی مظهر اسمای اوست
  50. غزل شمارهٔ ۳۵۰ ما را وجود نیست و گر هست وجود اوست
  51. غزل شمارهٔ ۳۵۱ بشنو ای دوست این سخن از دوست
  52. غزل شمارهٔ ۳۵۲ پادشاه و گدا یکیست یکیست
  53. غزل شمارهٔ ۳۵۳ اگر تو عاشق یاری به عشق دوست نکوست
  54. غزل شمارهٔ ۳۵۴ در دو عالم خدا یکیست یکیست
  55. غزل شمارهٔ ۳۵۵ دل ما با زبان یکی است یکیست
  56. غزل شمارهٔ ۳۵۶ موج و حباب و قطره درین بحر ما یکیست
  57. غزل شمارهٔ ۳۵۷ صورت و معنی درین دعوی یکی است
  58. غزل شمارهٔ ۳۵۸ آب جویای آب این عجب است
  59. غزل شمارهٔ ۳۵۹ قطره و دریا به نزد ما یکی است
  60. غزل شمارهٔ ۳۶۰ کار دل در عشقبازی بندگی است

متن اشعار به نقل از گنجور.