پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی

سلمان ساوجی

غزلیات

۳۸۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۱ چوگان زلفش از من دل برد گو ببر
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۲ می‌برد سودای چشم مستش از راهم دگر
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۳ یا رب این ماییم از آن جان جهان افتاده دور
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۴ در مسجد چه زنی اینک در میکده باز
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۵ زلفین سیه خم به خم اندر زده‌ای باز
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۶ بر گل رفتم از غالیه تر زده‌ای باز
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۷ کارها دارد دل من با لب جانان هنوز
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۸ هست پیغامی مرا کو قاصدی مشکین نفس
  9. غزل شمارهٔ ۲۴۹ در زلف خویش پیچ و ازو حال ما بپرس
  10. غزل شمارهٔ ۲۵۰ ای صبا برخیز و کوی دلستان ما بپرس
  11. غزل شمارهٔ ۲۵۱ ما از در او دور و چنین بر در و بامش
  12. غزل شمارهٔ ۲۵۲ در خرابات مغان مست و بهم بر زده دوش
  13. غزل شمارهٔ ۲۵۳ عارفا لعل لبش می می‌دهد هشیار باش
  14. غزل شمارهٔ ۲۵۴ کار دنیا نیست چندان کار و باری، گو مباش
  15. غزل شمارهٔ ۲۵۵ مست حسنی که ندارد خبر از آفاقش
  16. غزل شمارهٔ ۲۵۶ آنکه از جان دوست‌تر می‌دارمش
  17. غزل شمارهٔ ۲۵۷ چون تحمل می‌کند تن صحبت پیراهنش
  18. غزل شمارهٔ ۲۵۸ نعره زنان آمدم بر در میخانه دوش
  19. غزل شمارهٔ ۲۵۹ ماییم به پای تو در افکنده سر خویش
  20. غزل شمارهٔ ۲۶۰ نداشت این دل شوریده تاب سودایش
  21. غزل شمارهٔ ۲۶۱ می‌کند غارت صبر و دل و دین سودایش
  22. غزل شمارهٔ ۲۶۲ چند گویی با تو یک شب روز گردانم چو شمع
  23. غزل شمارهٔ ۲۶۳ درد سری می‌دهد، عقل مشوش دماغ
  24. غزل شمارهٔ ۲۶۴ ای به دیدار توام، دیده گریان مشتاق!
  25. غزل شمارهٔ ۲۶۵ به غیر صورت او هر چه آیدم در دل
  26. غزل شمارهٔ ۲۶۶ به مهر روی تو خواهم رسید، ذره مثال
  27. غزل شمارهٔ ۲۶۷ ای جان نازنین من ای آرزوی دل
  28. غزل شمارهٔ ۲۶۸ ساقی ایام گل آمد، حبذا ایام گل
  29. غزل شمارهٔ ۲۶۹ ای بهم برزده زلف تو سراسر کارم
  30. غزل شمارهٔ ۲۷۰ آرزو دارم ز لعلش تا به لب جام مدام
  31. غزل شمارهٔ ۲۷۱ من هر چه دیده‌ام ز دل و دیده دیده‌ام
  32. غزل شمارهٔ ۲۷۲ به چشمانت که تا رفتی، به چشمم بی‌خور و خوابم
  33. غزل شمارهٔ ۲۷۳ بر زلف تو من بار دگر توبه شکستم
  34. غزل شمارهٔ ۲۷۴ هر خدنگی که ز دست تو به جان می‌رسدم
  35. غزل شمارهٔ ۲۷۵ من سرگشته به دست تو کجا افتادم؟
  36. غزل شمارهٔ ۲۷۶ بر سر کوی دلارام، به جان می‌گردم
  37. غزل شمارهٔ ۲۷۷ دیشب از خود چون مه سی روزه پنهان آمدم
  38. غزل شمارهٔ ۲۷۸ چو شمعم در غمت سوزان و اشک از دیده می‌بارم
  39. غزل شمارهٔ ۲۷۹ بی دوست من از باغ ارم یاد نیارم
  40. غزل شمارهٔ ۲۸۰ به سر کوی تو سوگند، که تا سر دارم
  41. غزل شمارهٔ ۲۸۱ از گلستان رویت، در دیده خار دارم
  42. غزل شمارهٔ ۲۸۲ من حیران نه آن صیدم که از قید تو بگریزم
  43. غزل شمارهٔ ۲۸۳ صبح محشر که من از خواب گران برخیزم
  44. غزل شمارهٔ ۲۸۴ تا نفس هست به یاد تو برآید نفسم
  45. غزل شمارهٔ ۲۸۵ حاشا که من بنالم، ور تن شود چو نالم
  46. غزل شمارهٔ ۲۸۶ عزم آن دارم که با پیمانه پیمانی کنم
  47. غزل شمارهٔ ۲۸۷ کمترین صید سر زلف کمند تو منم
  48. غزل شمارهٔ ۲۸۸ تو می‌روی و بر آنم که در پی تو برانم
  49. غزل شمارهٔ ۲۸۹ بر افشان آستین تا من ز خود دامن برافشانم
  50. غزل شمارهٔ ۲۹۰ تو می‌روی و من خسته باز می‌مانم
  51. غزل شمارهٔ ۲۹۱ به درد دل گرفتارم دوای دل نمی‌دانم
  52. غزل شمارهٔ ۲۹۲ ز آب مژگان هر شبی خرقه نمازی می‌کنم
  53. غزل شمارهٔ ۲۹۳ همیشه نرگس مست تو را بیمار می‌بینم
  54. غزل شمارهٔ ۲۹۴ بیم آن است که در صومعه دیوانه شوم
  55. غزل شمارهٔ ۲۹۵ در رکابت می‌دوم تا گوی چوگانت شوم
  56. غزل شمارهٔ ۲۹۶ سؤالی می‌کنم، چیزی نه بیش از پیش می‌خواهم
  57. غزل شمارهٔ ۲۹۷ ما روی دل به خانه خمار کرده‌ایم
  58. غزل شمارهٔ ۲۹۸ ما به دور باده در کوی مغان آسوده‌ایم
  59. غزل شمارهٔ ۲۹۹ از سر کوی تو ما بی سر و سامان رفتیم
  60. غزل شمارهٔ ۳۰۰ در راه غمت کرده ز سر پای بپویم

متن اشعار به نقل از گنجور.