فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۱ بوستان طلعتش را نو بهاری دیگرست
- شمارهٔ ۶۲ گفتمش روی تو صدره ز قمر خوبترست
- شمارهٔ ۶۳ ماهم از شب سایبان بر آفتاب انداختست
- شمارهٔ ۶۴ در خنده آن عقیق شکر ریز خوشترست
- شمارهٔ ۶۵ ای جان جهان جان و جهان برخی جانت
- شمارهٔ ۶۶ بیمار چشم مست تو رنجور خوشترست
- شمارهٔ ۶۷ دردا که یار در غم و دردم بماند و رفت
- شمارهٔ ۶۸ سحرگه ماه عقرب زلف من مست
- شمارهٔ ۶۹ ای پیک صبا حال پریچهره ی ما چیست
- شمارهٔ ۷۰ بهار روی تو بازار مشتری بشکست
- شمارهٔ ۷۱ عنبرست آن دام دل یا زلف عنبرسای دوست
- شمارهٔ ۷۲ تا کی ندهی داد من ای داد ز دستت
- شمارهٔ ۷۳ جانم از غم بلب رسیده ی تست
- شمارهٔ ۷۴ ترا که موی میان هم وجود و هم عدمست
- شمارهٔ ۷۵ ز عشق غمزه و ابروی آن صنم پیوست
- شمارهٔ ۷۶ آنچه نماز زنده دلان جز نیاز نیست
- شمارهٔ ۷۷ این چنین صورت گر از آب و گلست
- شمارهٔ ۷۸ رخش با آب و آتش در نقابست
- شمارهٔ ۷۹ گره ی زلف بهم برزده کاین مشک تتارست
- شمارهٔ ۸۰ ایکه از دفتر حسنت مه تابان بابیست
- شمارهٔ ۸۱ شکنج زلف سیاه تو بر سمن چه خوشست
- شمارهٔ ۸۲ ایکه زلف سیهت بر گل روی آشفتهست
- شمارهٔ ۸۳ ای من زدو چشم نیم مستت مست
- شمارهٔ ۸۴ چو از برگ گلشن سنبل دمیدهست
- شمارهٔ ۸۵ آنزمان مهر تو می جست که پیمان می بست
- شمارهٔ ۸۶ اهل دل را از لب شیرین جانان چاره نیست
- شمارهٔ ۸۷ بتی که طرّه او مجمع پریشانیست
- شمارهٔ ۸۸ هیچ روئی نیست کز چرخ سیه رو زرد نیست
- شمارهٔ ۸۹ مرا یاقوت او قوت روانست
- شمارهٔ ۹۰ دلم با مردم چشمت چنانست
- شمارهٔ ۹۱ گفتم که چرا صورتت از دیده نهانست
- شمارهٔ ۹۲ با منت کینه و با جمله صفاست
- شمارهٔ ۹۳ سپیده دم که جهان بوی نوبهار گرفت
- شمارهٔ ۹۴ گر از جور جانان ننالی رواست
- شمارهٔ ۹۵ آن ترک پریچهره مگر لعبت چینست
- شمارهٔ ۹۶ ایکه لبت آب شکر ریختست
- شمارهٔ ۹۷ ابروی تو طاق است که پیوسته هلالست
- شمارهٔ ۹۸ گل بستان خرد لفظ دلارای منست
- شمارهٔ ۹۹ زلف لیلیصفتت دام دل مجنون است
- شمارهٔ ۱۰۰ دیشب درآمد از درم آن ماه چهره مست
- شمارهٔ ۱۰۱ هیچ می دانی چرا اشکم ز چشم افتاده است
- شمارهٔ ۱۰۲ کار ما بی قد زیبات نمی آید راست
- شمارهٔ ۱۰۳ میانش موئی و شیرین دهان هیچ
- شمارهٔ ۱۰۴ حیاتبخش بُود باده خاصه وقت صبوح
- شمارهٔ ۱۰۵ بنوش لعل مذاب از زمرّدین اقداح
- شمارهٔ ۱۰۶ سپیده دم که صبا دامن سمن بدرد
- شمارهٔ ۱۰۷ هر کرا یار یار می افتد
- شمارهٔ ۱۰۸ چه کسانند که در قصد دل ریش کسانند
- شمارهٔ ۱۰۹ کسی کو دل بر جانان ندارد
- شمارهٔ ۱۱۰ نقش رویت بچه رو از دل پر خون برود
- شمارهٔ ۱۱۱ ماه من مشک سیه در دامن گل می کند
- شمارهٔ ۱۱۲ ز چشم مست تو آنها که آگهی دارند
- شمارهٔ ۱۱۳ ما بر کنار و با تو کمر در میان بماند
- شمارهٔ ۱۱۴ ماه من دوش سر از جیب ملاحت برکرد
- شمارهٔ ۱۱۵ یارب این هدهد میمون ز کجا می آید
- شمارهٔ ۱۱۶ کاروان ختنی مشک ختا می آرد
- شمارهٔ ۱۱۷ دوش کز طوفان اشکم آب دریا رفته بود
- شمارهٔ ۱۱۸ گویی بت من چون ز شبستان بدر آید
- شمارهٔ ۱۱۹ صوفی اگرش باده ی صافی نچشانند
- شمارهٔ ۱۲۰ ترک من گوئی که بازش خاطر نخجیر بود
متن اشعار به نقل از گنجور.